پارمینپارمین، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 28 روز سن داره

پارمین پرنسس

عزیز من گل من تولدت مبارک

دختر عزیزتر از جانم امروز روزیه که تو بدنیا اومدی.روزی که برای اولین بار دیدمت،بدن نحیفت رو بوییدم و بوسیدمو بی اختیار اشک ریختم.روزی که بالهای قشنگت رو در آسمان جا گذاشتی وسفر کردی پیش ما زمینی ها،آخ که بوی بهشت میدادی. امروز روزیه که تو تقویم من حک شده به نام تو،پارمین،تکه ای از بهشت و تکه ای از بلور خوشبختی. تو اومدی و من پر شدم از عشق وامید. روزیه که من و تو به هم رسیدیم بعد از اون نه ماه طولانی و انتظار من برای دیدن تو فرشته کوچکم. هیچگاه فراموش نخواهم کرد لرزش قلبم رو در لحظه ای که برای اولین بار دیدمت و صدای گریه ات رو شنیدم و تصور اینکه خدایا یعنی این فرشته کوچک در درون من آشیانه داشته؟؟؟!!! و من در این روز که روز من و ...
14 شهريور 1392

مرخص شدن از بیمارستان

دخترم این عکس و روز 27 اسفند تو بیمارستان خاله جونی وقتی آماده ات کردیم که ببریمت خونه و بابایی داشت با بیمارستان تسویه حساب میکرد ازت گرفت.تو این روز اولین حمامتو همراه پرستارت تو بیمارستان رفتی و میخواستی برای اولین بار قدم تو خونه خودت و اتاقت بزاری تا باهم زندگی جدید و تازه ای رو شروع کنیم.دوست دارم و هوارتا بوووووووس... ...
12 شهريور 1392
1